ششمین بخش از زندگی دخترم
سلام نیکای عزیزم؛ در این روزهای سرد زمستان،روزهای زندگی ام گرم میگذر اما نه با گرمای بخاری،بلکه به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی. مامانی ببخشید یزره دیر شد.دختر قشنگم 16 دی شما 6 ماهه شدی و من و بابا غرق شادی،از این بابت که داریم بزرگ شدنت رو روز به روز میبینیم و چقدر این روزهای خوب زود میگذره.من و بابایی طبق هر ماه شمارو بردیم مطب خانم دکی برای چکاب ماهیانه و قد و وزن ،جیگری وزنت:300/8 د ورسرت بگردم:43،قدت و به قربون:66سانتیمتر بود و خدار و شکر همه چی عالی بود.یه خبر خوووووووووووووووووووووووووووووووووووش دیگه،خانم دکی گفتش به دخملیتون میتونید سوپ هم بدید به اضافه سرلاک،من و بابایی که همچنان خوشحال بودیم رفتیم خونه مام...
نویسنده :
مامان و بابا
15:34





